
حجتالله عبدالملکی: اروپا از تحریم ایران ۲۰۰ میلیارد دلار ضرر کرد
یک استاد دانشگاه با تاکید بر شکست استراتژی فروپاشی اقتصاد ایران گفت: اروپاییها در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از بابت تحریمهای ایران متضرر شدهاند.
به گزارش پایگاه خبری آرمان اقتصادی، شکست استراتژی فروپاشی اقتصادی و تغییر فاز به جنگ شناختی، نقطهعطفی در تقابل دشمنان با جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. حجتالله عبدالملکی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق، در تبیین دلایل شکست تحریمها اظهار داشت: یکی از دلایل عدم تحقق اهداف تحریمکنندگان این بود که خود کشورهای غربی، بهویژه اروپاییها، از تحریم ایران متحمل زیان شدند. مطالعات نشان میدهد که تنها اروپاییها در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از بابت تحریمهای ایران متضرر شدهاند؛ چرا که بخشی از زنجیره ارزش آنها به اقتصاد ایران وابسته است. بنابراین، هدفی که برای حصول نتیجه در کوتاهمدت ترسیم شده بود، محقق نگردید و این ناکامی، دشمن را به سمت ترکیب ابزارهای مختلف و سرمایهگذاری سنگین در حوزههای شناختی و رسانهای سوق داد.
این تغییر رویکرد، ماهیت نبرد علیه ملت ایران را از یک جنگ اقتصادی صرف، به یک «جنگ ترکیبی» تمامعیار مبدل ساخت که در آن، عوامل اقتصادی در کنار ابزارهای فرهنگی، سیاسی، رسانهای و امنیتی به کار گرفته میشوند. حوادث و ناآرامیهای دیماه ۱۴۰۴، نمونه بارز اجرای این استراتژی جدید بود؛ رویدادی که اگرچه با جرقهای اقتصادی ناشی از اعتراضات به نوسانات ارزی آغاز شد، اما در ادامه توسط جریانهای سازمانیافتهای که از پیش برای ایجاد آشوب برنامهریزی کرده بودند، به یک مسئله امنیتی تبدیل گشت. این وقایع نشان داد که دشمن پس از استیصال در فلجکردن اقتصاد، به بهرهگیری از زمینههای داخلی و سوار شدن بر موج مطالبات اقتصادی مردم برای پیشبرد اهداف خود روی آورده است.
برای واکاوی دقیق این موضوع، در نشست اقتصادی «همایش علمی و تخصصی واکاوی ناآرامیهای اجتماعی در ایران، پیوستگی عوامل بیرونی و زمینههای درونی» که به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ برگزار گردید، حجتالله عبدالملکی به تشریح ابعاد مختلف این جنگ ترکیبی پرداخت.
در متن پیش رو، تحلیل جامع ایشان از ریشههای تاریخی و فلسفی این تقابل، جایگاه تمدنی جمهوری اسلامی، تاریخچه جنگ اقتصادی و در نهایت، واکاوی دقیق عوامل داخلی و خارجی مؤثر در حوادث اخیر ارائه شده است.
واکاوی ابعاد جنگ ترکیبی و حوادث دیماه ۱۴۰۴
حجتالله عبدالملکی، دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد، با اشاره به رخدادهای اخیر اظهار داشت: در دیماه سال جاری، رویدادی به وقوع پیوست که اگرچه قابل پیشبینی بود، اما کمسابقه به شمار میرود. لذا، پرداختن به ابعاد این موضوع، بهویژه در فضای علمی و دانشگاهی، از اهمیت بسزایی برخوردار است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق در ادامه تصریح کرد: ابتدا باید این واقعیت را مد نظر قرار داد که ما درگیر یک جنگ ترکیبی هستیم. این جنگ عملاً از دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی علیه ملت ایران آغاز شده و با گذشت زمان، ابعاد جدیدی از آن به اجرا در میآید. هدف اصلی از این نبرد نیز از میان بردن انقلابی است که مردم ایران در سال ۱۳۵۷ آن را رقم زدند.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تشریح ابعاد این جنگ پرداخت و گفت: مقصود از جنگ ترکیبی، تلاقی مجموعهای از عوامل گوناگون است که در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا به کشور ضربه وارد آورند. این جنگ دارای ابعاد فرهنگی، رسانهای و شناختی است که مطالعه و بررسی آنها بسیار حائز اهمیت میباشد. همچنین، بعد سیاسی و دیپلماتیک آن در سطح بینالمللی و در مجامع مختلف، از جمله برنامههایی است که دشمنان پیگیری میکنند. بعد نظامی نیز با اقداماتی نظیر لشکرکشی به منطقه و استقرار تجهیزات در اطراف مرزهای ما، قابل مشاهده است. در کنار این موارد، بعد اقتصادی نیز برای این جنگ اهمیت ویژهای دارد.
عبدالملکی در پایان این بخش افزود: دستکم از سالهای ۱۳۹۰-۱۳۹۱، بعد اقتصادی این نبرد به شکل چشمگیری تقویت شده و اخیراً دشمنان به اَشکال جدیدی در این حوزه روی آوردهاند. نمونهای از این رویکرد، حوادث دیماه بود که در آن برای ایجاد گروههای آشوبگر برنامهریزی شده و همزمان با عملیات رسانهای و روانی، تلاش گردید تا برای این اقدامات میدانی، پشتوانه اجتماعی ایجاد شود. تمامی این ابعاد قابل مطالعه و بررسی بوده و این وظیفه بر عهده جامعه دانشگاهی است. در این نشست، به بعد اقتصادی این موضوع خواهیم پرداخت تا به شناخت دقیقتری از آن دست یابیم.
فلسفه تاریخی نبرد: تقابل حق و باطل از خلقت تا امروز
نماینده ویژه ریاست جمهوری در امور اجرایی مناطق آزاد در دولت سیزدهم با تأکید بر لزوم ریشهیابی دشمنیها اظهار داشت: پیش از هر چیز باید دریابیم که مبنای این جنگ ترکیبی، که اقتصاد تنها یکی از ابعاد آن به شمار میرود، چیست. برخی این پرسش را مطرح میکنند که آیا مسئله هستهای تا آن میزان اهمیت و ارزش داشت که به واسطه آن متحمل درگیریها و دشواریهای فراوان شویم و میلیاردها دلار هزینه از ابعاد مختلف برای مقابله با ما صرف شود؟
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق در پاسخ به تردیدهای مطرحشده افزود: برخی نیز تقویت بنیه نظامی را عامل ایجاد چالش میدانند، اما واقعیت آن است که این جنگ را باید در امتداد نبردهای بنیادین تاریخ بشریت مورد مطالعه قرار داد؛ چرا که این مسئله، همان تقابل میان حق و باطل است.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به آغاز خلقت انسان تصریح کرد: آنگاه که خداوند متعال حدود هفت هزار و پانصد سال پیش آدم ابوالبشر را آفرید، به فرشتگان فرمان داد که بر انسان سجده کنند. همگان سجده کردند جز ابلیس. ابلیس به درگاه الهی عرضه داشت: آیا من بر موجودی که از خاک آفریدی، سجده کنم؟ خداوند نیز فرمود که تو نافرمانی کردی و از درگاه ما رانده شدهای.
این سیاستمدار و مدیر ارشد اجرایی ادامه داد: ابلیس از خداوند مهلت خواست تا انسان را به ورطه نابودی بکشاند و گفت: اگر تا روز قیامت به من فرصت دهی، ذریه این انسان را به بردگی گرفته، بر آنان لگام زده و به سوی نیستی خواهم برد. خداوند نیز به او مهلت داد و فرمود: به تو فرصت داده میشود، اما هر کس که از تو پیروی کند، بداند که سرانجامش دوزخ خواهد بود.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد بیان کرد: از همان زمان، صفبندی میان حق و باطل شکل گرفت؛ خط بندگان صالح خدا شامل پیامبران و اولیای الهی در یک سو، و خط شیطان در سوی دیگر. شیطان از میان انسانها نیز یارگیری کرد و لشکریانی برای خود فراهم ساخت تا آدمی را از عبودیت پروردگار خارج کرده و به بندگی خویش درآورد.
مشاور ریاست جمهوری در دولت سیزدهم در پایان این بخش خاطرنشان کرد: ماجرای نبرد حق و باطل در قرآن کریم و تاریخ تمدن بشری به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است؛ تقابل ابراهیمها و نمرودها، و رویارویی موسیها و فرعونها نمونههایی از این جریان هستند. این روند تاریخی همچنان ادامه یافته و تا عصر حاضر و دوره معاصر نیز استمرار دارد.
جایگاه جمهوری اسلامی در تقابل تمدن نوین اسلامی و غرب
عبدالملکی با تبیین جایگاه کنونی جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: امروزه نماد و جریان بندگان صالح الهی که در برابر جریان شیطان ایستادگی میکنند، جمهوری اسلامی ایران است. سخن شهید سلیمانی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران حرم است، تعارف نیست؛ چرا که با شناخت و درک واقعیات جهان کنونی، درمییابیم که اگر نظام جمهوری اسلامی و ملت مسلمان ایران وجود نداشتند، جهان به طور کامل در اختیار جریان شیطان قرار میگرفت.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق در خصوص ماهیت تمدن غرب گفت: تمدن غربی که پس از رنسانس شکل گرفت، محصولی شیطانی برای نابودی بشر بود. در دوران انقلاب اسلامی، تمدن غرب خود را در معرض خطر میبیند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، آرمان انقلاب اسلامی ایجاد تمدن نوین اسلامی است. این تمدن پیشینهای ششصد ساله دارد؛ چنانکه در قرنهای سوم تا نهم و دهم هجری قمری، تمدن شکوهمند اسلامی بر جهان حکمفرما بود و ایران در آن مقطع، جایگاهی مشابه آمریکای امروز را داشت که غربیها خود از آن به عنوان عصر طلایی سرمایهداری اسلامی یاد میکنند.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادامه داد: اکنون جریانی که در گذشته تمدنساز بوده و توانمندیهای خود را به اثبات رسانده، مجدداً به میدان آمده تا در حیات بشری نقشآفرینی کرده و عرصه جدیدی را در تاریخ آغاز کند. طی چهار تا پنج دهه اخیر نیز پیشرویهایی داشته است؛ هرچند هنوز آن جهش تمدنی اصلی محقق نشده، اما دشمن با مطالعه دقیق، به این واقعیت آگاه است.
این مدیر ارشد اجرایی با تأکید بر تغییر رویکرد نسبت به مواجهه با غرب افزود: تمدن غرب اکنون از جانب تمدن نوین اسلامی، که فعلاً شعلهای کوچک است، مورد هجمه و تهدید قرار گرفته و طبیعی است که از خود دفاع کند. بنده درخواست دارم که از فاز مظلومیت خارج شویم؛ چرا که تمدن نوین اسلامیِ در حال شکلگیری، به تمدن غرب تهاجم برده و آنها با استفاده از تمامی ابزارهای خود در حال دفاع هستند.
مشاور ریاست جمهور خاطرنشان کرد: باید بدانیم که این یک نبرد وجودی و مبتنی بر فلسفه تاریخ است که انشاءالله تداوم آن به عصر مهدویت و ظهور منجی بشریت منجر خواهد شد. این ماهیت درگیری جاری است و دشمن از تمامی ابزارهای اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی، رسانهای و روانی بهره میگیرد. ما نیز که در جبهه حق و جریان صالحان الهی قرار داریم، باید آمادگی لازم را کسب کرده، خود را در این رویارویی تقویت نماییم و نقاط ضعف خود را بشناسیم.
تاریخچه جنگ اقتصادی و استراتژی تحریمهای فلجکننده (۲۰۱۰-۲۰۱۴)
حجتالله عبدالملکی در تشریح ابعاد اقتصادی وقایع اخیر، ریشه آن را به سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ میلادی بازگرداند و اظهار داشت: برای بررسی ابعاد اقتصادی رویداد دیماه، لازم است به سالهای ۲۰۰۹، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ بازگردیم؛ دورانی که نخستین خصومتهای جدی اقتصادی غرب علیه جمهوری اسلامی شکل گرفت. البته واژه تحریم در اقتصاد ایران مفهومی شناختهشده است و از سال ۱۳۵۸، پس از تسخیر لانه جاسوسی و وقایع متعاقب آن، آمریکاییها این ابزار را بر روی میز قرار دادند.
این اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق افزود: در اقتصاد بینالملل، شاخهای مفصل تحت عنوان اقتصاد تحریم وجود دارد. در طول یکصد سال گذشته، که محدود به دوران پس از انقلاب اسلامی نیز نمیشود، آمریکا و قدرتهای بزرگ بیش از ۲۲۰ مورد تحریم جدی علیه کشورهای دیگر وضع کردهاند. به بیان دیگر، تمدن غرب همواره از ابزار تحریم برای پیشبرد برنامههای خود استفاده کرده است.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد با اشاره به تشدید تحریمها در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ تصریح کرد: در آن دوره، تحریمهای سهگانه شامل تحریمهای آمریکا، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل به طور کامل علیه ایران اعمال شد. نظریه حاکم بر این تحریمها این بود که با سلب پشتوانه مردمی از انقلاب و جمهوری اسلامی، میتوان در کوتاهمدت جمهوری اسلامی را وادار به تغییر رفتار و در میانمدت، آن را به طور کامل از میان برد.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تشریح سازوکار این تحریمها پرداخت و گفت: فرآیند طراحیشده به این ترتیب بود که با ایجاد یک شبکه جامع از تحریمها، که آن را تحریم هوشمند نامیدند، فشار معیشتی سنگینی بر مردم وارد شود. این فشار معیشتی قرار بود در سه حوزه خود را نمایان سازد: گرانی کالاها (تورم)، کمبود کالا (قحطی) و بیکاری (از دست دادن مشاغل).
مشاور سابق ریاست جمهوری در دولت سیزدهم افزود: هدف آن بود که از طریق تحریم نفت، بانک، کشتیرانی، اشخاص و تحریمهای مختلف تجاری، مردم مشاغل خود را از دست بدهند و فاقد درآمد شوند. برای آن دسته که درآمد داشتند، کالاها چنان گران میشد که قدرت خرید از آنان سلب شود و برای کسانی که توانایی خرید کالای گران را داشتند نیز، شرایط به گونهای رقم میخورد که اساساً کالا نتواند وارد یا در داخل تولید شود. این ترکیب جامع از تحریمها، تمامی جوانب را در نظر گرفته بود.
این مدیر ارشد اجرایی با ذکر مثالی توضیح داد: به عنوان نمونه، با جلوگیری از فروش نفت ایران، چندین مشکل به وجود میآمد: اولاً کشور از درآمد ارزی محروم میشد؛ در نتیجه، امکان واردات مواد اولیه کارخانهها و کالاهای اساسی فراهم نبود و اقتصاد با قحطی مواجه میشد. ثانیاً، با نرسیدن مواد اولیه، تولیدات داخلی نیز با هزینه تمامشده بالاتری عرضه و منجر به تورم میشد. ثالثاً، دولت به دلیل فقدان درآمدهای نفتی، در پرداخت حقوق کارمندان با مشکل مواجه و ناچار به تعدیل نیرو میشد. کارخانهها نیز به دلیل نبود یا گرانی مواد اولیه، کارگران خود را اخراج میکردند. بنابراین بیکاری، تورم و قحطی سه کلیدواژهای بود که در تحریمهای آغاز شده از سال ۲۰۱۰ دنبال میشد.
نماینده ویژه رئیسجور در امور اجرایی مناطق آزاد در دولت سیزدهم در پایان این بخش، به هدف نهایی طراحان تحریم اشاره کرد و گفت: نظریه آنها این بود که فشار اقتصادی موجب میشود مردم ابتدا از نظام حاکم، تغییر رفتار را مطالبه کنند و در مرحله بعد، خودشان زمینه تغییر نظام را فراهم سازند، چرا که به واسطه فشارهای سنگین اقتصادی به ستوه خواهند آمد. این تئوری تحریمها در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ در اندیشکدهها و محافل اقتصادی آنها به تفصیل مورد بحث و مطالعه قرار گرفت و بازه زمانی یک تا دو ساله برای تحقق آن در نظر گرفته شده بود؛ به این معنا که با شروع تحریمها در سال ۲۰۱۰، انتظار داشتند تا پیش از پایان سال ۲۰۱۲، نتایج مورد نظرشان حاصل شود.
شکست استراتژی فروپاشی اقتصادی و تغییر فاز به جنگ شناختی
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق در ادامه به تبیین دلایل شکست تحریمها پرداخت و اظهار داشت: یکی از دلایل عدم تحقق اهداف تحریمکنندگان این بود که خود کشورهای غربی، بهویژه اروپاییها، از تحریم ایران متحمل زیان شدند. مطالعات نشان میدهد که تنها اروپاییها در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از بابت تحریمهای ایران متضرر شدهاند؛ چرا که بخشی از زنجیره ارزش آنها به اقتصاد ایران وابسته است. بنابراین، هدفی که برای حصول نتیجه در کوتاهمدت ترسیم شده بود، محقق نگردید.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد در تشریح عوامل شکست استراتژی غرب گفت: برنامه دشمن از دو جهت با شکست مواجه شد. جهت اول آن بود که نظام جمهوری اسلامی آنچنان دستبسته نبود. اقتصاد ایران، اقتصادی بزرگ و پرظرفیت است و توانست علیرغم مشکلاتی نظیر افزایش نرخ ارز و گرانی کالاها، خود را با شرایط تطبیق دهد. ما کانالهای جدیدی برای فروش نفت و مبادلات ارزی فعال کردیم، واردات کالا ادامه یافت و تولید داخلی نیز در همان مقطع تقویت شد. بدین ترتیب، نظام بخشی از فشار اقتصادی مدنظر دشمن را سد کرده و در برابر آن ایستادگی نمود.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی به نقش مردم در این مقاومت اشاره کرد و افزود: جهت دوم شکست دشمن، تابآوری مردم ایران بود. مردم ایران ویژگیهای منحصربهفردی دارند و یکی از خطاهای محاسباتی دشمن، عدم شناخت صحیح جامعهشناختی از جامعه ایران است. مردم ما به گونهای نیستند که با فشار اقتصادی و تورم، عرصه را خالی کنند. آنها درک میکنند که یک تقابل جدی مبتنی بر فلسفه تاریخ و نبرد حق و باطل در جریان است؛ مشابه رویدادی که در صدر اسلام و در ارتباط با فرهنگ عاشورا و امام حسین (ع) رخ داد. مردم ایران نیز اگرچه اذیت شدند و انتقاداتی داشتند، اما این فشار را تحمل کردند.
مشاور ریاست جمهوری در دولت سیزدهم با اشاره به تغییر رویکرد دشمن پس از سال ۲۰۱۴ تصریح کرد: زمانی که به سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ میرسیم، تحریمهای اقتصادی از دیدگاه دشمن کارایی خود را به تنهایی از دست دادند. اگرچه این تحریمها همچنان برای اقتصاد ایران چالشآفرین هستند، اما کشور سالانه نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار مبادلات خود را انجام میدهد، نفت میفروشد و حتی صادرات غیرنفتی در برخی سالها افزایش یافته است. در سالهای ابتدایی دهه ۱۴۰۰ نیز شاهد نرخ رشد اقتصادی مثبت ۴ تا ۵ درصدی بودیم.
این سیاستمدار و مدیر ارشد اجرایی در پایان این بخش خاطرنشان کرد: اینجا بود که دشمنان دریافتند جنگ اقتصادی به تنهایی برای فلج کردن اقتصاد کشور کافی نیست و رو به ترکیب ابزارهای دیگر آوردند. تا سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، تمرکز اصلی آنها بر جنگ اقتصادی بود، اما پس از آن به طور جدی وارد سایر عرصههای نبرد، بهویژه جنگ شناختی و رسانهای شدند و سرمایهگذاری سنگینی در این حوزه انجام دادند. این روند تا حوادث اخیر ادامه یافت که حتی به آشوبهای خیابانی نیز متوسل شدند.

واکاوی حوادث دیماه ۱۴۰۴: استیصال دشمن و توسل به اراذل و اوباش
حجتالله عبدالملکی در ادامه سخنان خود به تحلیل ماهیت حوادث دیماه ۱۴۰۴ پرداخت و آن را نشانهای از بنبست راهبردی دشمن دانست. وی اظهار داشت: رویداد دیماه ۱۴۰۴ دارای ابعاد گوناگونی است، اما از منظر اقتصادی، تا حد زیادی اثباتکننده استیصال و درماندگی جبهه دشمن در نبرد با ملت و جمهوری اسلامی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق با انتقاد شدید از روشهای دشمن در این حوادث تصریح کرد: وقتی دشمن رو به اقدامات سخیف و پستی میآورد، نظیر شناسایی و سازماندهی افراد سابقهدار، تأمین مالی آنها از طریق رمزارزهایی مانند تتر و بیتکوین و آموزش استفاده از سلاح و روشهای ایجاد آشوب به این افراد، نشان از افول سطح نبرد دارد. اینکه اراذل و اوباش یک کشور را تأمین مالی و پشتیبانی کنند تا به عنوان لیدر، گروههایی از مردم را با خود همراه سازند و در سطح خیابان با نظام درگیر شوند، حقیقتاً نازلترین سطح از منازعه است.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد این اقدامات را مصداق بارز ضربالمثل الغریق یتشبث بکل حشیش (غریق به هر شاخ و برگ خشکیدهای چنگ میزند) توصیف کرد و گفت: دشمن برای پیشبرد برنامههای خود به اقدامات بسیار سخیف و کمارزشی روی آورده است؛ با این حال، زمینههای اقتصادی داخلی و خارجی این رخداد حائز اهمیت است و نباید نادیده گرفته شود.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی در تشریح زمینههای خارجی این حوادث افزود: زمینه اقتصادی خارجی این ماجرا، طبیعتاً همان جریان تداوم تحریمها و فشارهای اقتصادی است. در دوره جدید و با روی کار آمدن رئیسجمهور جدید آمریکا، این فشارها تا حدی افزایش یافته است. آنها تلاش کردند منابع ارزی را محدودتر کنند و تجارت خارجی کشور را با موانع بیشتری مواجه سازند. این همان عامل فشار خارجی است که از سال ۲۰۱۰ به صورت جدی دنبال میشد تا با به ستوه آوردن مردم، آنها را به کنشگری جدی علیه نظام وادار کنند.
نقد سیاستهای اقتصادی دولت چهاردهم و زمینهسازی داخلی
حجتالله عبدالملکی در ادامه واکاوی حوادث اخیر، به نقد رویکرد اقتصادی دولت مستقر پرداخت و آن را یکی از عوامل زمینهساز داخلی دانست. وی اظهار داشت: از دیدگاه ما، رویکرد اقتصادی اتخاذ شده توسط دولت چهاردهم صحیح نبوده و مبتنی بر الگوی اقتصاد نئولیبرال آمریکایی است. در این چارچوب اقتصادی، متأسفانه واقعیتهای معیشتی مردم آنچنان که باید مدنظر قرار نمیگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق با اشاره به برجستهسازی کلیدواژه ناترازی در گفتمان اقتصادی دولت گفت: امروزه شاهدیم که واژه ناترازی در حوزههای گوناگون نظیر بودجه، انرژی و سایر بخشها دائماً تکرار میشود. مبتنی بر همین مفهوم، سیاستهایی طراحی و اجرا میشود که نتیجه آن تعمیق شکاف معیشتی برای بخش قابلتوجهی از جامعه است.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد این سیاستها را در تضاد با الگوی اقتصادی انقلاب اسلامی دانست و تصریح کرد: این سیاستها از منظر الگوی اقتصاد مقاومتی که الگوی اقتصادی انقلاب اسلامی است و همچنین از منظر اقتصاد اسلامی، رویکردی نادرست محسوب میشود. در پس این تصمیمات، حجم عظیمی از مغالطات اقتصادی نهفته است.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تشریح این مغالطات پرداخت و افزود:«استدلال حامیان این تفکر آن است که با آزادسازی همهجانبه قیمتها، اقتصاد به نقطه تعادل میرسد؛ پس از آن، عرضه افزایش یافته و قیمتها بهصورت خودکار کاهش مییابد که در نهایت منجر به افزایش رفاه عمومی خواهد شد. این گزارهها مبتنی بر نظریه اقتصاد نئولیبرال مطرح میشوند، در حالی که حتی خود لیبرالیستهای آمریکایی نیز امروزه دیگر این نظریات را نه قبول دارند و نه در کشور خود یا سایر کشورهای غربی به آن عمل میکنند.
جرقه آشوبها: اعتراضات ارزی بازاریان
حجتالله عبدالملکی در ادامه به ریشهیابی نقطه آغازین حوادث پرداخت و جرقه اصلی را اعتراضات بازار به نوسانات نرخ ارز دانست. وی گفت: جرقه اصلی این رویدادها ظاهراً با اتفاقات بازار در یکی از روزهای دیماه و چند روز پیش از ۱۸ دی زده شد. در آن مقطع، بازاریان در خیابان جمهوری و محدوده بازار، در اعتراض به افزایش حدوداً ۲۵ درصدی نرخ ارز طی یک ماه گذشته، به خیابانها آمدند. نرخ ارز از محدوده ۱۱۰ الی ۱۱۲ هزار تومان به ۱۴۰ هزار تومان رسیده بود و فعالان اقتصادی اعلام میکردند که با این شرایط، قادر به برنامهریزی نیستند.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی با تأکید بر اهمیت ثبات برای فعالان اقتصادی افزود: برای بخش بزرگی از تجار، ثبات بازار ارز اهمیت حیاتی دارد. برخلاف تصور عمومی که بازاریان از افزایش نرخ ارز سود میبرند، واقعیت اینگونه نیست. برای یک فعال اقتصادی مهم است که بتواند پیشبینی کند پس از فروش کالا، با سود حاصله و اصل سرمایه، چه میزان کالای جدید میتواند جایگزین کند. اگر فردی کالایی را با ارز ۱۲۰ هزار تومانی تهیه کرده و در زمان فروش، نرخ ارز به ۱۴۰ هزار تومان رسیده باشد، این نگرانی جدی وجود دارد که دو روز بعد نرخ به ۱۶۰ هزار تومان برسد و او نتواند همان حجم کالا را جایگزین کند. این بیثباتی، برنامهریزی اقتصادی را مختل میسازد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق ضمن اشاره به بدنه اصلی معترضان اولیه، تصریح کرد: بخش بزرگی از این بازاریان، افراد ابرثروتمند نیستند؛ بلکه کسبهای هستند که با سرمایهای محدود و در مکانهای استیجاری فعالیت میکنند. بنابراین، اعتراض آنها یک اتفاق قابل انتظار و منطقی بود که باید مورد توجه قرار میگرفت. بازاریان حق دارند بپرسند که متولی بازار ارز کیست و ما نیز باید به کمکاری مجلس و دولت در این زمینه توجه داشته باشیم که میبایست پیشتر برای این مسئله تدبیر میکردند.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد در جمعبندی این بخش خاطرنشان کرد: در نهایت، همین اعتراضات به نقطه شروع و جرقهای برای آغاز رسمی اغتشاشات تبدیل شد.

تفکیک ماهیت اعتراضات: شروع اقتصادی، تداوم امنیتی
حجتالله عبدالملکی در تحلیل ابعاد اقتصادی-داخلی اغتشاشات اخیر، دو گزاره کلیدی را از یکدیگر تفکیک کرد. وی بیان داشت: گزاره نخست این است که جرقه این آشوبها ماهیت اقتصادی داشت. این واقعیتی است که همگان باید بپذیرند و اتفاقی که در بازار رخ داد، نقطه شروع ماجرا بود. اما گزاره دوم، که اهمیت بیشتری دارد، این است که عامل تداوم این حوادث در روزهای بعد، که در هجدهم و نوزدهم دیماه به اوج خود رسید، دیگر اقتصادی نبود، بلکه نتیجه برنامهریزی دقیقی بود که توسط جریان دشمن صورت گرفته بود.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تأثیرات نوسانات ارزی بر معیشت مردم اشاره کرد و افزود: عموم مردم از افزایش قیمت ارز متضرر شدند، زیرا فشار تورمی ناشی از آن، بسیار فراتر از بستههای جبرانی یک میلیون تومانی است که مسئولان دولتی برای آن طراحی کردهاند، خواه به شکل سبد کالا باشد یا کالابرگ. این کاهش رفاه توسط توده مردم احساس شد و عدهای نیز برای ابراز نارضایتی خود به سطح خیابانها آمدند.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق با اشاره به ماهیت اعتراضات اولیه تصریح کرد: اعتراضات در روزهای نخست، به ویژه در محدوده بازار که توسط خود فعالان اقتصادی صورت گرفت، تجمعاتی آرام بود، هرچند جمعیتهای قابل توجهی را شامل میشد. این حرکت اولیه، به عنوان یک جرقه یا بهانه، در اختیار جریان دشمن قرار گرفت تا از آن سوءاستفاده کند.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد در پایان این بخش تأکید کرد: باید به این نکته توجه داشت که تداوم حوادث تا اوج آن در هجدهم و نوزدهم دیماه، دیگر ماهیت اقتصادی نداشت، بلکه یک مسئله فرااقتصادی و امنیتی بود که ریشه در برنامهریزی دشمن داشت. ما در این مرحله، ردپای دشمن و طراحیهای او را به وضوح مشاهده میکنیم؛ امری که خودشان نیز به آن اذعان دارند.
نقشههای دشمن پس از جنگ ۱۲ روزه: اول آشوب، بعد حمله
حجتالله عبدالملکی در ادامه سخنان خود به تحلیل تغییر راهبرد دشمن پس از شکست در «جنگ ۱۲ روزه» پرداخت و گفت: در جریان جنگ ۱۲ روزه، گروههای معاند خارج از کشور وعدههایی را به رژیم صهیونیستی و آمریکاییها داده بودند مبنی بر اینکه مردم ایران به طور کلی ناراضی هستند و با ما همسو خواهند شد؛ اگر شما تهاجم نظامی را آغاز کنید، مردم از این فرصت استفاده کرده، به خیابانها میآیند و معادلات را تغییر میدهند. اما در عمل، عکس این پیشبینی رخ داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق با استناد به اطلاعات و مطالعات انجام شده از اتاقهای فکر دشمن تصریح کرد: در مرحله بعد، دشمن بر اساس ارزیابیهای خود، مسیر را معکوس کرد. آنها به این نتیجه رسیدند که ابتدا باید هستههای اغتشاش و ناآرامی را در داخل کشور فعال کنند و تنها زمانی که این ناآرامیها به حجم مطلوب و تداوم رسید، آنگاه با حمله نظامی کار را پیگیری کنند.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد در خصوص سازماندهی این ناآرامیها افزود: بر همین اساس، از همان هفتههای نخست پس از جنگ ۱۲ روزه، برنامهریزی جدی برای ایجاد بیثباتی در کشور آغاز شد. آنها با شناسایی افراد و گروههایی در داخل و برقراری ارتباط با کسانی که پیشتر جذب شده بودند، اقدام به سازماندهی کردند. بسیاری از لیدرها و سران دستگیر شده در ساعات و روزهای اولیه اعتراف کردند که برای پیشبرد این اهداف، از عوامل خارج از کشور رمزارز دریافت میکردهاند.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی به جزئیات شبکهسازی دشمن اشاره کرد و گفت: آنها با ایجاد گروههایی در شبکههای اجتماعی و شناسایی افراد مستعد، هستههای چهار یا پنج نفرهای را بهصورت سلسلهمراتبی و هرمی ساماندهی کرده بودند تا آمادگی لازم برای ایجاد آشوب خیابانی را داشته باشند. نکته قابل تأمل این است که این برنامهریزیها زمانی انجام شد که هنوز نه دلار به کانال ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار تومان رسیده بود و نه دولت تصمیم به حذف ارز ترجیحی گرفته بود؛ موضوعاتی که خود البته محل نقد و اشکال جدی هستند.
حجتالله عبدالملکی در پایان این بخش خاطرنشان کرد: دشمن کاملاً آماده بود و تنها منتظر یک نقطه شروع یا جرقه میگشت تا عملیات خود را آغاز کند. اعتراضات بازاریان این فرصت را برای آنها فراهم کرد و با اعلام رمز عملیات، آشوبها و خرابکاریها بهطور رسمی کلید خورد.

لیدرها، تخریب حرفهای و کنارهگیری مردم و بازاریان
حجتالله عبدالملکی با تأکید بر تغییر ماهیت حوادث پس از روزهای ابتدایی، اظهار داشت: تداوم این اتفاقات دیگر واقعاً جنبه اقتصادی نداشت. بررسیهای میدانی ما در اغلب شهرها نشان میدهد که بازاریان پس از دو الی سه روز نخست، بهسرعت و با قاطعیت خود را از این جریان کنار کشیدند و اعلام کردند که در حال متضرر شدن هستند.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی به دلایل بسته شدن برخی واحدهای صنفی اشاره کرد و افزود: بازارهایی که در آن روزها بسته میشد، عمدتاً تحت تأثیر تهدیدها و برای جلوگیری از خسارات احتمالی بود. در گفتگو با خود بازاریان، آنها علت بسته بودن مغازههایشان را ترس از خرابکاری عنوان میکردند و میگفتند: ممکن است چیزی به داخل مغازه پرتاب کنند و کسبوکار ما آتش بگیرد. بنابراین ما کرکرهها را پایین میکشیم تا از این حوادث مصون بمانیم. این نشان میدهد که پس از آن، جنس اتفاقات دیگر اقتصادی نبود.
دبیر سابق شورای عالی مناطق آزاد نقش لیدرهای سازمانیافته را کاملاً مشخص و روشن دانست و تصریح کرد: دوستان ما در نیروهای نظامی و امنیتی، از جمله نیروی انتظامی و سازمان اطلاعات سپاه، گزارش میدادند که گروههایی بسیار خشن در رأس این وقایع قرار داشتند که کاملاً مشخص بود آموزشدیده هستند. آنها برای ایجاد حریق و تخریب اموال عمومی و خصوصی تعلیم دیده بودند، چرا که بخشی از تخریبهای مشاهدهشده در سطح شهر، کاملاً حرفهای و جدی بود؛ این اقدامات کار یک شهروند عادی که تحت فشار تورم قرار دارد، نیست.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق در تشریح نقش زمینه اجتماعی در این اغتشاشات گفت: فشار اقتصادی، عملاً برای این جریان سازمانیافته تا حدی نقش سیاهیلشکر را ایفا کرد. بر اساس برآوردها، مجموعاً در سراسر کشور حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر در این وقایع حضور داشتند. بخش قابل توجهی از این جمعیت، لیدر نبودند، بلکه تماشاچیان و سیاهیلشکری بودند که یکی از عوامل حضورشان در میدان، مسائل و فشارهای اقتصادی و معیشتی بود. این جمعیت، فضا و اتمسفر لازم را برای جریان لیدر فراهم کرد تا آنها بتوانند برنامههای تخریبی خود را به پیش ببرند.
ناکامی دشمن در خیزش تودهای و خطای سیاستگذاری داخلی
حجتالله عبدالملکی در جمعبندی تحلیل خود، دو بُعد خارجی و داخلی حوادث اخیر را از یکدیگر تفکیک کرد و گفت: دشمن در سطح بینالمللی با اعمال فشار اقتصادی، به دنبال ایجاد فشار معیشتی بود، اما هرگز حتی به آستانهای که برای ایجاد یک خیزش تودهای مردمی در نظر داشت، نزدیک نشد. دلیل این ناکامی این است که مردم ایران ذاتاً در برابر چنین مواردی مقاوم و غیرتمند هستند.
وزیر اسبق تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مقابل، سیاستهای داخلی را به شدت مورد نقد قرار داد و تصریح کرد: در بعد داخلی، سیاستهای اقتصادی که اعمال شد، محل نقد جدی است. این سیاستها دستکم در ایجاد جرقه اولیه و سپس جذب شماری تماشاچی و عناصر همراه برای جریان آشوب، متأسفانه موفق عمل کرد و توانست نقشآفرینی کرده و خسارتهایی را به کشور وارد کند.
پایان بخش اول. بخش دوم فردا منتشر خواهد شد.




