بانکبانک و بیمه

حذف صفرها؛ مکملی برای ثبات و انضباط سیاستی

امید عرب، کارشناس اقتصادی

حذف چهار صفر از پول ملی را باید دقیقاً همان‌طور که هست دید: یک اصلاح مقیاس. نه بیشتر، نه  کمتر. این اصلاح، اگر درست اجرا شود، هزینه مبادله را پایین می‌آورد، خطای محاسباتی را کم می‌کند  و گزارشگری مالی را ساده‌تر می‌سازد. اما اگر کسی آن را سیاست ضدتورمی معرفی کند، هم از نظر  علمی خطا کرده و هم سرمایه اجتماعی سیاست‌گذار را می‌سوزاند.

با این حال، از بانک مرکزی می‌توان دفاع کرد؛ چون آنچه دیده می‌شود، دست‌کم نشانه‌ای از احتیاط  نهادی است: پیش‌نویس آیین‌نامه اجرایی در هیأت عالی تصویب شده و اجرای طرح مرحله‌بندی شده  است.

این مرحله‌بندی، مهم است؛ چون تجربه‌های ناموفق اصلاح پولی غالباً از همین‌جا ضربه  می‌خورند:  اجرای شتاب‌زده، بی‌ثباتی مقررات، و تبدیل اصلاح فنی به فضای روانیِ نامطمئن.

تجربه‌های موفق نشان می‌دهند صفرزدایی، زمانی خوب است که بر شانه‌های اصلاحات کلان بنشیند. برزیل در دهه ۹۰، از مسیر یک برنامه تثبیت و اصلاحات به سمت کاهش بی‌ثباتی رفت و آن تجربه، به‌عنوان نمونه‌ای از پیوند سیاست‌های کلان با بازتعریف پول مورد بحث قرار گرفته است. لهستان هم در ۱۹۹۵ با نسبت ۱۰هزار به یک، زلوتی را بازتعریف کرد و این اقدام را در امتداد کنترل تورم و نرمال‌سازی پساتحول قرار داد؛ نکته‌ای که در روایت‌های تحلیلی از تاریخ پولی آن کشور تکرار می‌شود.

پس پیام روشن است: صفرزدایی بدون انضباط مالی دولت و بدون قاعده‌مند شدن سیاست پولی، خیلی زود دوباره فرسوده می‌شود. اگر کسری بودجه مزمن از مسیر شبکه بانکی و خلق پول پوشش داده شود، مقیاس جدید هم مانند مقیاس قدیم با تورم بی‌اعتبار خواهد شد. در این نقطه، دفاع از بانک مرکزی باید مشروط باشد: صفرزدایی خوب است، اگر همزمان سیاست‌گذار به سمت محدود کردن سلطه مالی، تقویت قواعد پولی، و ثبات مقررات حرکت کند.

اما حتی با این شرط‌ها، صفرزدایی یک فایده مستقل دارد که نباید دست‌کم گرفت: پول، واحد محاسبه است. وقتی واحد محاسبه ساده‌تر شود، شفافیت افزایش می‌یابد. شفافیت یعنی امکان حسابرسی بهتر، کاهش خطای گزارشگری، و کاهش فضای خاکستری. این دقیقاً همان چیزی است که برای اقتصاد ایران، به‌خصوص در حوزه بنگاه‌ها و دولت، ارزشمند است. اصلاح مقیاس می‌تواند کمک کند داده‌ها خواناتر شوند و مقایسه‌ها و ارزیابی‌ها دقیق‌تر.

نقطه حساس، حقوق و قراردادهاست. تبدیل تعهدات پولی باید خودکار و بدون تفسیر‌های سلیقه‌ای باشد. اگر قواعد تبدیل روشن نباشد، اصلاح فنی به منبع دعوای حقوقی و بی‌اعتمادی تبدیل می‌شود؛ بنابراین دفاع از بانک مرکزی، در نهایت دفاع از کیفیت حکمرانی اجرا است: استانداردسازی گرد کردن، نظارت بر قیمت‌گذاری دوگانه، آماده‌سازی سامانه‌ها، و شفافیت اطلاع‌رسانی.

خلاصه کنم: حذف چهار صفر، ابزار است نه هدف. ابزارِ کاهش اصطکاک و افزایش خوانایی. اگر بانک مرکزی این ابزار را در یک چارچوب قاعده‌مند بگذارد و از وعده‌سازی پرهیز کند، کار درست کرده است. اما اگر اصلاح مقیاس جای اصلاح سیاست جا زده شود، ریال جدید هم سرنوشتی جز ریال قدیم نخواهد داشت.

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا