
«تورم صفر» زاکانی کپی طرح «مواد غذایی نیویورک» ممدانی است؟ / دو ایده؛ یک شباهت، یک تفاوت
در پی آغاز طرح «تورم صفر» شهرداری تهران برای تثبیت قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی از مهر ۱۴۰۵ تا فروردین ۱۴۰۶، برخی رسانهها این سیاست را مشابه برنامههای زهران ممدانی، شهردار نیویورک، دانسته و از شکست سیاستهای مداخلهگرایانه در قیمتها سخن گفتهاند. بررسی جزئیات دو طرح اما نشان میدهد اگرچه هر دو سیاست با هدف کاهش فشار هزینههای زندگی و مداخله بیشتر بخش عمومی در بازار طراحی شدهاند، از نظر سازوکار، دامنه اجرا و اختیارات قانونی شهرداریها تفاوتهای اساسی دارند؛ ضمن آنکه برنامه فروشگاههای شهری ممدانی هنوز به مرحله افتتاح نخستین فروشگاه نرسیده و بنابراین اساساً نمیتوان آن را سیاستی شکستخورده نامید.
ادعا:
رسانههای لیبرال و دستراستی، پس از اعلام طرح شهرداری تهران موسوم به «تورم صفر» که با هدف تثبیت قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی از مهر ۱۴۰۵ تا فروردین ۱۴۰۶ اجرا میشود، آن را سیاستی مشابه با برنامههای زهران ممدانی، شهردار نیویورک، دانسته و این سیاست را شکستخورده توصیف کردهاند.
بررسی: برای بررسی این ادعا، ابتدا باید به تفاوت ساختار حکمرانی شهری در ایران و آمریکا توجه کرد. آمریکا نظامی فدرال دارد و اختیارات دولتهای محلی و شهرداریها با ساختار مدیریت شهری در ایران قابل مقایسه مستقیم نیست. شهردار نیویورک صرفاً مسئول اداره خدمات شهری نیست و مطابق منشور شهر، «مدیر اجرایی» شهر محسوب میشود و بر مجموعه گستردهای از نهادها و دستگاههای شهری اختیار مدیریتی دارد.
بودجه سالانه نیویورک نیز در مقیاسی بسیار بزرگ اداره میشود. بودجه مصوب سال مالی ۲۰۲۷ این شهر حدود ۱۲۵.۸ میلیارد دلار است؛ بودجهای که حوزههایی مانند خدمات عمومی، مسکن، حملونقل، آموزش، امنیت عمومی و برنامههای اجتماعی را پوشش میدهد.
البته این به معنای آن نیست که شهردار نیویورک در همه این حوزهها اختیار مطلق دارد یا هر نوع مالیاتی را به تنهایی تعیین میکند. بسیاری از اختیارات شهری در چارچوب قوانین ایالت نیویورک و با همکاری شورای شهر اعمال میشود. بنابراین مقایسه مستقیم قدرت شهردار نیویورک با شهردار تهران، بدون توجه به این تفاوت ساختاری، گمراهکننده است.
در حوزه مسکن نیز نیویورک نمونهای روشن از اختیارات متفاوت مدیریت شهری ارائه میدهد. «هیأت راهنمای اجاره» یا RGB نهادی ۹ نفره است که اعضای آن توسط شهردار منصوب میشوند و درباره تغییر اجاره واحدهای مشمول نظام تثبیت اجاره تصمیمگیری میکند. این هیأت در ژوئن ۲۰۲۶ افزایش اجاره برای قراردادهای یکساله و دوساله را برای یک دوره مشخص صفر کرد؛ تصمیمی که از اول اکتبر ۲۰۲۶ اجرایی شده است.
زهران ممدانی نیز از نخستین روزهای کارزار انتخاباتی خود، کاهش هزینه زندگی و مقابله با فشار هزینههای خانوار را در مرکز برنامههایش قرار داده بود. یکی از مهمترین وعدههای او ایجاد پنج فروشگاه مواد غذایی شهری، یک فروشگاه در هر منطقه نیویورک، بود. اما این طرح اساساً با «فریز قیمتی» به معنای تثبیت قیمت همه کالاها تفاوت دارد. این طرح با نام «مواد غذایی نیویورک؛ نسخهای برای مقرون به صرفه شدن» نام دارد.
بر اساس برنامه اعلامشده از سوی شهرداری نیویورک، قرار است در این پنج فروشگاه، یک سبد مشخص از کالاهای اساسی با ۳۰ درصد تخفیف نسبت به قیمت متعارف خردهفروشی عرضه شود. این سبد شامل تمام محصولات تازه، گوشت و محصولات دریایی و مجموعهای از کالاهای اساسی مانند نان، شیر و دیگر اقلام مواد غذایی است. قیمت این سبد هر ماه تعیین میشود و در طول همان ماه ثابت میماند؛ بنابراین هدف برنامه، عرضه ارزانتر کالاهای منتخب است، نه تثبیت دائمی قیمت بازار.
از سوی دیگر، این فروشگاهها قرار نیست جایگزین کل شبکه خردهفروشی نیویورک شوند. شهرداری زمین و هزینههای زیرساختی و برخی هزینههای جاری را تأمین میکند و قرار است یک اپراتور خصوصی، اداره روزمره فروشگاهها را بر عهده بگیرد. شهرداری برای اجرای این برنامه ۷۰ میلیون دلار منابع سرمایهای اختصاص داده است.

بنابراین حتی در مورد زمان اجرای طرح نیز باید با دقت سخن گفت. در حال حاضر دو محل برای فروشگاههای شهری معرفی شده است و شهرداری اعلام کرده نخستین فروشگاه تا پایان سال ۲۰۲۷ افتتاح خواهد شد و هر پنج فروشگاه تا پایان دوره نخست شهردار به بهرهبرداری میرسند. در نتیجه، در اکتبر ۲۰۲۶ هنوز هیچیک از این پنج فروشگاه به مرحله فعالیت کامل نرسیدهاند و ارزیابی نهایی موفقیت یا شکست اقتصادی این سیاست زودهنگام است.
از همین منظر، نسبت دادن عنوان «شکستخورده» به طرح فروشگاههای شهری ممدانی، پیش از آغاز فعالیت نخستین فروشگاه، از نظر فکتچک قابل تأیید نیست. البته انتقاد از این سیاست کاملاً وجود دارد و منتقدان، از جمله جریانهای محافظهکار و بازارمحور، درباره هزینههای عمومی، دخالت دولت در بازار و تأثیر احتمالی این فروشگاهها بر خردهفروشان خصوصی پرسشهایی مطرح کردهاند. اما انتقاد از یک سیاست با اثبات شکست آن تفاوت دارد.
در مقابل، طرح «تورم صفر» شهرداری تهران، طبق اعلام شهرداری، قرار است قیمت ۱۲ قلم کالای مشخص شامل برنج، گوشت، ماکارونی، روغن، شکر، خرما، سویا، عدس، لوبیا چیتی، لوبیا قرمز، نخود و لپه را از مهر ۱۴۰۵ تا فروردین ۱۴۰۶ در میادین میوه و ترهبار و فروشگاههای شهروند ثابت نگه دارد.
در نتیجه، حتی در سطح سازوکار نیز دو طرح یکسان نیستند: شهرداری تهران به دنبال «تورم صفر» تعدادی کالای مشخص در شبکه فروش وابسته به شهرداری برای یک دوره زمانی معین است، در حالی که برنامه ممدانی بر ایجاد فروشگاههای شهری و عرضه یک سبد مشخص از کالاها با تخفیف ۳۰ درصدی نسبت به قیمت متعارف بازار است. در طرح نیویورک، قیمت سبد در ابتدای هر ماه تعیین و برای همان ماه ثابت میشود؛ بنابراین این سیاست را نمیتوان با فریز ششماهه قیمت ۱۲ قلم کالا در تهران یکی دانست.
البته میان دو رویکرد یک شباهت مهم وجود دارد: هر دو از این ایده فاصله میگیرند که بازار آزاد به تنهایی باید مسئله افزایش هزینه کالاهای اساسی را حل کند و هر دو، نقش مستقیمتری برای مدیریت شهری در کاهش فشار هزینه زندگی قائل هستند. اما این شباهت در رویکرد کلی، به معنای یکسان بودن ابزار سیاستگذاری نیست.
نتیجه: ادعای مشابه بودن «تورم صفر» شهرداری تهران با طرح زهران ممدانی، اگر صرفاً به معنای تلاش برای کاهش فشار هزینههای زندگی از طریق مداخله شهرداری در بازار باشد، تا حدی قابل تامل است؛ اما اگر منظور، یکسان بودن دو سیاست یا کپی بودن طرح تهران از برنامه نیویورک باشد، برداشتی گمراهکننده است. از جمله مهمترین تفاوتهای این طرح در آن است که زاکانی در پی تثبیت قیمتها است و به تعبیر خودش«تورم صفر» است اما در طرح ممدانی مساله تثبیت قیمتها نیست، بلکه صرفا ارزانفروشی در حمایت از معیشت مردم است.
«تورم صفر» تهران یک برنامه تثبیت قیمت ۱۲ کالای مشخص در شبکه فروش شهرداری برای یک دوره ششماهه است، در حالی که طرح ممدانی ایجاد پنج فروشگاه شهری برای عرضه سبدی از کالاهای اساسی با تخفیف ۳۰ درصدی است. افزون بر این، برنامه فروشگاههای شهری نیویورک هنوز به افتتاح نخستین فروشگاه نرسیده و بنابراین نمیتوان آن را در مهر ۱۴۰۵ سیاستی «شکستخورده» دانست.
در نتیجه، عبارت «طرح زاکانی همان طرح ممدانی است» یک ادعای گمراهکننده است؛ شباهت این دو در افزایش نقش مدیریت شهری برای کاهش هزینه زندگی است، نه در سازوکار اقتصادی و حقوقی آنها. از همین رو، نسبت دادن شکست به برنامه ممدانی پیش از آغاز بهرهبرداری از نخستین فروشگاه نیز از نظر زمانی و فکتچک، قابل دفاع نیست.
۲۲۳۲۲۹





