در هفته ای که گذشت دولت بودجه سال ۱۴۰۵ کشور را تقدیم مجلس نمود و بررسی قسمتهای مختلف بودجه و کم و کاست یا هر گونه تغییر و اضافه نمودن آن بر عهده مجلس قرار خواهد گرفت .
همه ساله در چنین روزهایی چنین رفتاری تکرار شده و عملاً پس از تصویب بودجه و آمادگی برای اجرای آن در سال جدید اتفاق خاص و چشمگیر مثبتی در زندگی عموم مردم و مولفه های اقتصادی مربوط به آن نیفتاده است.
آنچه که قرار هست در این چند سطر به آن اشاره شود فقط یک بخش مهم از بودجه و گزارش پیش فرضهای مهمی است که در قالب بخش یارانه ها و گزارش تفصیلی آن ارائه شده است .
در ادبیات اقتصادی و در تعریف ساده از یارانه ها آمده است که ” یارانه شکلی از کمک مالی به مردم است که باعث افزایش رفاه عمومی جامعه میشود و یا کمک اقتصادی است که دولتها برای تقویت بازار رقابتی شرکتها پرداخت میکنند”. با لحاظ تعریف کلی فوق متاسفانه موضوع یارانه ها در کشورمان به معضلی پیچیده و کلافی پیچ در پیچ تبدیل شده که حل آن خواب و خوراک را از چشم سیاستمداران و حکمرانان کشور ربوده و اثرات تخریبی آن رفاه و آسایش را از مردم سلب نموده است به طوریکه بزرگترین دغدغه پیش روی دولت در بودجه سال آتی چگونگی مدیریت و مقابله با این بلای گریبانگیر شده است.در گزارش تفصیلی بودجه آمده است که مجموع یارانه های پرداختی دولت به بخشهای مختلف کشور در حوزه انرژی و نفت و گاز قریب ۱۳۰میلیارد دلار است که در برخی از ردیفها و بخشها اعداد و ارقام به گونه ای بی معنی و فاجعه بار میباشد که هر مقام و مسئولی از حل آن هراسان و بی پناه میشود. جدای از اینکه بانگاهی عمیق و کارشناسانه به موضوع یارانه ها ، این ابزار نه به رفاه عمومی منجر شده است و نه باعث تقویت بنیه رقابتی شرکتها ، چرایی رسیدن به این فاجعه و چرایی ادامه و نگهداشت آن در بودجه سالیانه خود پرسشی مهم و تامل انگیز است .
با نگاهی ساده به شاخصهای اصلی زندگی مردم متوجه میشویم که ابزار رسیدن به رفاه عمومی مردم چگونه به دشمن رفاه مردم، سرچشمه بسیاری از مشکلات و فسادها و حتی قاتل خاموش هزاران نفر در سال شده است. در بخش نفت و گاز نه تنها رفاهی برای مردم حاصل نشده است، بلکه با ایجاد ابربحرانهایی نظیر آلودگی محیط زیست وهوا ، زندگی عادی مردم مختل شده و چه در تابستان و چه در زمستان غالباً هوایی ناسالم و خطرناک را به مردم هدیه داده است. بارها و بارها به خاطر قطع برق و انرژی یارانه ای زندگی عادی، کسب و کار روزانه، تجارت و تولید اصلی صنایع کشور دچار توقفهای طولانی و خسارات بیشمار شده که در برخی گزارشات در سال گذشته بیشتر صنایع بیش از یک چهارم روزهای کاری سال دچار بی برقی بوده و زیانهای بسیاری در صورتهای مالی خود ثبت نموده اند.یارانه های سوخت و انرژی متاسفانه با جان و و زندگی مردم چنان جفایی نموده که بیش از ۵۹۰۰۰ نفردر سال گذشته به خاطر آلودگی محیط زیست و هوای کشور جان خود را از دست داده اندو دولتهای مختلف در چنین شرایطی منت گذارانه بهای آن را از مردم مطالبه کرده اند ! این چه خدمت ویژه و منت مالی و رفاهی است که سالیانه غیر از هزاران مشکل و معضل جان قریب به ۶۰ هزار نفر را به یغما برده است ؟!هزاران هزار میلیارد تومان خسارت مالی سالیانه به بار آورده و همه ارکان صنعتی و اقتصادی کشور را از کوک و تنظیم خارج نموده و صدای این ساز روح افزا به نغمه ای گوش خراش و وحشت آفرین تبدیل شده است .
حال سئوال این است؛یارانه ها چه مزیت های رقابتی برای شرکتها بوجود آورده اند؟ در اقتصادی که بیش از۶۰ تا ۶۵ درصد آن در اختیار دولت و بخشها و نهادهای شبه دولتی است یارانه دادن به اینچنین ساختارهایی چه معنی و مفهومی دارد؟ به معنی دقیق تر پرسش این است که دولت سالیانه ۶۵ درصد از ۱۳۰ میلیارد دلار را به شرکتها و بخشهایمختلف دولت یارانه داده است و اثرات تخریبی آن را به کل جمعیت کشور تحمیل نموده است. این چه معادله نا معادله ای است که جز نقض غرض ، خسارت مالی و گرفتاری برای مردم ارمغانی به همراه نیاورده است ؟!
سوال این است که آیا پایانی بر این داستان غم انگیز واسفبار اقتصادی میتوان تصور نمود ؟ چرا دولت بیش از ۱۳۰ میلیارد دلاردر سال را باید به صورت یارانه هزینه کند و نه تنها سود و منفعتی برای مردم به ارمغان ندارد بلکه صدها مشکل و معضل نیز ایجاد کند؟در گزارش بودجه سال آتی برآورد میشود بیش از ۱۳۰۰ دلار سرانه هر ایرانی در سال ،یارانه هزینه و پرداخت خواهد شد.با احتساب یک خانواده ۴ نفره ، هر خانوار ایرانی سالیانه قریب به ۵۲۰۰ دلار ( معادل بیش از ۷۰۰ میلیون تومان ) بابت یارانه های بی ثمر بدهکار دولت است و دولت طلبکار مردم ! به راستی این معادله مفهومی دارد ؟!
مدیریت یارانه ها متاسفانه ده ها خسارت فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی به بار آورده و فرهنگ کار و تلاش و بهره وری در سازمانها و شرکتها را نابود کرده است . در کدام کشور و ساختار قیمت تمام شده صنایع سایر کشورها چنین بی مقدار هزینههای لجستیک و حمل و نقل محاسبه میشوند ؟ در کدام ساختار به مدد یارانه های انرژِی موضوع ترافیک و تردد اینچنین کلاف پیچ در پیچی شده است که هزاران هزار ساعت از عمر و فرصت افراد جامعه را تباه نماید ؟!
آیا دولت مفری برای رهایی از این مصیبت دارد ؟ پاسخ به نظر میتواند چنین باشد : موضوع مدیریت یارانه ها و رهایی از خسارات بی حد و حصر آن همچون مساله تورم و نقدینگی بسیارسخت و مشکل شده است و تنها به متغییر های اقتصادی محض ارتباط ندارد . امروز بدون تردید سایه تحریمهای ظالمانه بخش های اصلی اقتصاد و متغییر های اساسی آن را لطمات بسیار زده و موضوع یارانه ها نیز همچون مساله تورم متاثر از این بلای چندین ساله شده است ! در فشار تحریمها هر دولت با هر نگاهی در چنبره مشکلات ناشی از تحریمها گرفتار شده و چندان مفری برای رهایی ندارند . این یک واقعیت انکار ناپذیر است که تحریمها همه ارکان اصلی کشور را از کوک خارج نموده اند ! تحریم ها عاملی اصلی برای تداوم یارانه ها و دور و تسلسلی بی پایان است که جز خسارت و تضییع منافع عموم مردم چیزی به ارمغان ندارد .درفضای بسته کشور راه اصلاح واقعی قیمتها و انطباق آن با قیمتهای جهانی وجود ندارد . شرکتها با دستانی بسته و در محیطی تصنعی امکان رقابت با دنیا و اصلاح ساختار هزینه های واقعی خود را نمییابند و این مسیر جز هزینه و هزینه توشه ای به ارمغان ندارد و در پایان کلام تعامل با دنیا و سیاست خارجی منطبق بر همکاری و همراهی و استفاده از تجربیات چندین ساله کشورهای موفق تنها راه سریع رهایی از این گرفتاری هاست.
۲۲۳۲۲۳
