امور زیربناییتعاون و اشتغال

حق معیشت و رفاه کارگران در کلام رهبر شهید

یک فعال کارگری در یادداشتی به منظومه فکری رهبر شهید درباره مزد، معیشت، رفاه و حقوق طبیعی نیروی کار و کارگران پرداخت.

همچنین بخوانید

یادداشت مهمان- سمیه گلپور، فعال کارگری: در منظومه فکری رهبر شهید، دستمزد کارگر فقط یک عدد در فیش حقوقی نیست؛ مسئله‌ای است پیوند خورده با کرامت انسانی، رفاه خانواده، امنیت روانی، کیفیت تولید و پیشرفت کشور. از همین‌رو، ایشان در سال‌های مختلف، از «مزد کارگر» به‌عنوان یکی از «مسائل اساسی» یاد کرده‌اند و بر «دستمزد عادلانه»، «پرداخت منظم و بدون تأخیر»، «تأمین معیشت کارگران» و برخورداری آنان از «رفاه، امید و امنیت شغلی» تأکید کرده‌اند.

مرور این بیانات نشان می‌دهد که عدالت مزدی در نگاه رهبر انقلاب، صرفاً به افزایش اسمی حقوق محدود نیست، بلکه به معنای تأمین واقعی زندگی شرافتمندانه برای خانواده کارگری است

مسئله دستمزد در نگاه رهبر شهید، صرفاً یک موضوع صنفی یا یک چانه‌زنی اداری میان کارگر و کارفرما نیست؛ بلکه بخشی از هندسه عدالت اجتماعی و پیشرفت ملی است.

اگر امنیت شغلی، به معنای اطمینان کارگر از ماندن در کار باشد، دستمزد عادلانه به معنای اطمینان او از توان اداره زندگی است. کارگری که نگران اجاره خانه، درمان، آموزش فرزند، خوراک و هزینه‌های روزمره است، طبیعی است که آرامش روانی، تمرکز کاری و افق امید او آسیب ببیند. به همین دلیل، رهبر انقلاب در مقاطع مختلف، مسئله مزد را در کنار امنیت شغلی، احترام به کارگر، رفاه و حقوق طبیعی نیروی کار قرار داده‌اند.

یکی از صریح‌ترین تعابیر در این زمینه، در دیدار کارگران در ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ بیان شد؛ آنجا که رهبر انقلاب فرمودند «مسئله‌ امنیت شغلی، مسئله‌ احترام کارگر، مسئله‌ مزد کارگر، اینها مسائل اساسی است؛ باید به اینها به درستی برسند.» اهمیت این فراز در آن است که «مزد کارگر» در کنار «امنیت شغلی» و «احترام کارگر» قرار می‌گیرد؛ یعنی دستمزد، نه یک مسئله فرعی، بلکه یکی از ارکان اصلی عدالت در محیط کار است. این تعبیر نشان می‌دهد که از نگاه رهبر شهید، رابطه کار و تولید زمانی منصفانه و پایدار است که کارگر، هم از ثبات شغلی، هم از حرمت اجتماعی و هم از دریافتی عادلانه برخوردار باشد.

این چارچوب، در بیانات ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ در ارتباط تصویری با مجموعه‌های تولیدی، روشن‌تر و جامع‌تر صورت‌بندی شد. رهبر انقلاب در آن سخنان تصریح کردند: «حقوق طبیعی نیروی کار باید رعایت بشود؛ یعنی دستمزد عادلانه، پرداخت منظم و بدون تأخیر، ثبات اشتغال یعنی امنیت شغلی، بیمه، آموزش، خدمات رفاهی، بهداشت و درمان.» این عبارت، از مهم‌ترین و جامع‌ترین تبیین‌ها درباره حقوق کارگر در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی است. در این بیان، دستمزد فقط یک رقم ماهانه نیست، بلکه جزیی از یک منظومه کامل از حقوق انسانی و حرفه‌ای کارگر تعریف می‌شود؛ منظومه‌ای که در آن، مزد عادلانه در کنار بیمه، آموزش، خدمات رفاهی، بهداشت و درمان معنا پیدا می‌کند.

در همین فراز، تأکید بر «پرداخت منظم و بدون تأخیر» نیز بسیار معنادار است. این قید نشان می‌دهد که عدالت مزدی فقط به میزان حقوق محدود نمی‌شود، بلکه به نظم در پرداخت نیز وابسته است. کارگر، زندگی خود را بر پایه زمان‌بندی هزینه‌ها اداره می‌کند؛ اجاره، درمان، شهریه، خوراک، رفت‌وآمد و دیگر مخارج خانواده، همگی زمان‌مند هستند. بنابراین، تأخیر در پرداخت دستمزد، فقط یک اختلال مالی نیست؛ بلکه بهم‌ ریختن معیشت و آرامش خانواده کارگری است. از این منظر، دستمزد عادلانه هم باید کافی باشد و هم باید به‌موقع پرداخت شود.

رهبر شهید حضرت امام خامنه‌ای در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ نیز در دیدار کارگران، بر اصل مسئله معیشت تأکید کرده و فرمودند: «امنیت شغلی کارگرها خیلی مهم است. تأمین معیشت کارگران خیلی مهم است.» این بیان کوتاه، اما بنیادین، نشان می‌دهد که مسئله معیشت در نگاه ایشان، یک موضوع حاشیه‌ای یا مقطعی نیست. تأمین معیشت، یعنی کارگر بتواند با درآمد ناشی از کار، نیازهای اساسی و طبیعی خود و خانواده‌اش را تأمین کند. این نیازها صرفاً به معنای زنده ‌ماندن نیست؛ بلکه شامل خوراک سالم، پوشاک، درمان، آموزش، مسکن، حمل‌ونقل، استراحت و امکان برنامه‌ریزی برای آینده است. اگر دستمزد به سطحی برسد که کارگر فقط بتواند به بقای حداقلی تن دهد، در واقع معیشت او تأمین نشده است.

در این میان، مفهوم «رفاه» نیز در منظومه فکری رهبر شهیدمان جایگاهی کاملاً جدی دارد.

ایشان در دیدار کارگران و فعالان بخش تولید در ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ فرمودند: «اگر قشر کارگر در یک کشوری برخوردار از رفاه، امید و امنیت شغلی بود، حرکت این کشور به سوی پیشرفت، آسان خواهد شد.» این جمله، رفاه را از یک مفهوم تجملی یا صرفاً مصرفی خارج می‌کند و به یک مؤلفه پیشرفت ملی تبدیل می‌کند.

معنای این سخن آن است که پیشرفت کشور، بدون کارگر برخوردار از رفاه نسبی، امید اجتماعی و امنیت شغلی، دشوار و حتی ناممکن خواهد بود. رفاه در اینجا، به معنای اسراف یا زیاده‌خواهی نیست؛ بلکه به معنای زندگی بدون فشار مزمن معیشتی است. رفاه یعنی کارگر مجبور نباشد برای تأمین نیازهای اولیه، از تغذیه، درمان، آموزش فرزند یا آرامش خانواده خود بزند. رفاه یعنی دستمزد، فقط هزینه زنده ‌ماندن را پوشش ندهد، بلکه امکان یک زندگی آبرومندانه را فراهم کند. این نگاه، با استانداردهای جهانی نیز همخوان است؛ جایی که میان «حداقل دستمزد» و «دستمزد معیشتی» تفاوت گذاشته می‌شود. حداقل دستمزد، کف قانونی پرداخت است؛ اما دستمزد معیشتی، مزدی است که امکان تأمین واقعی نیازهای یک خانواده را فراهم می‌کند.

از این منظر، مزد عادلانه را نمی‌توان فقط با عدد اسمی سنجید. معیار واقعی، قدرت خرید و نسبت دستمزد با سبد معیشت است. اگر بخش بزرگی از درآمد کارگر صرف اجاره مسکن شود، اگر هزینه درمان، او را به تأخیر درمان وادار کند، اگر کیفیت تغذیه خانواده‌اش افت کند، اگر فرزندش از آموزش مناسب محروم بماند، یا اگر برای جبران کمبود درآمد، ناچار به چندشیفته‌کاری فرساینده شود، دیگر نمی‌توان گفت عدالت مزدی محقق شده است؛ حتی اگر رقم حقوق در ظاهر افزایش یافته باشد. دستمزد عادلانه، مزدی است که بتواند نیازهای ضروری و متعارف زندگی را به‌صورت واقعی پوشش دهد.

رهبر شهید در ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ نیز از زاویه‌ای عمیق‌تر به حقوق کارگر پرداختند و با استناد به حدیثی درباره ظلم به کارگر، بی‌توجهی به اجرت، بیمه، بهداشت، آموزش و مهارت را از مصادیق تضییع حق دانستند. اهمیت این بیان در آن است که مسئله دستمزد را از یک موضوع صرفاً اقتصادی، به یک مسئله اخلاقی و دینی نیز تبدیل می‌کند. در این نگاه، ظلم به کارگر فقط نپرداختن مزد نیست؛ مزد ناکافی، نبود بیمه، فقدان خدمات درمانی، محرومیت از آموزش و نادیده‌ گرفتن ارتقای مهارت نیز می‌تواند صورت‌هایی از تضییع حق کارگر باشد.

همچنین ایشان در دیدار کارآفرینان، تولیدکنندگان و شرکت‌های دانش‌بنیان در ۱۰ بهمن ۱۴۰۱، بر مسئله «معیشت مردم و رفاه خانوار» تأکید فرمودند و رفع این مشکل را در پیوند با رشد اقتصادی دانسته شده است. این نکته، نسبت میان تولید، دستمزد و رفاه را روشن‌تر می‌کند. نه می‌توان رفاه خانوار را بدون رشد تولید تأمین کرد، و نه می‌توان از تولید پایدار و با کیفیت سخن گفت، در حالی که نیروی کار از حداقل‌های معیشت و آرامش برخوردار نیست. رشد اقتصادی و عدالت مزدی، در منطق رهبر شهیدمان، دو مسیر جدا از هم نیستند؛ بلکه یکدیگر را تقویت می‌کنند.

بر این اساس، دستمزد ناکافی فقط یک مشکل درآمدی نیست؛ زنجیره‌ای از آسیب‌ها را در پی دارد: فرسایش جسمی و روانی کارگر، افت تمرکز و بهره‌وری، فشار بر خانواده، اختلال در تربیت و آموزش فرزندان، کاهش امید اجتماعی و در نهایت افت کیفیت تولید.

کارگری که برای تأمین حداقل‌های زندگی، مجبور به اضافه‌کاری فرساینده یا شغل دوم و سوم باشد، طبعاً فرصت و توان کمتری برای ارتقای مهارت، استراحت، مشارکت خانوادگی و حفظ سلامت خود خواهد داشت. چنین وضعی، هم به زیان نیروی انسانی است و هم به زیان اقتصاد ملی.

در این میان، مسئله مسکن نیز سهم تعیین‌کننده‌ای در تحلیل معیشت کارگری دارد. وقتی از «تأمین معیشت»، «خدمات رفاهی» و «رفاه خانوار» سخن گفته می‌شود، طبعاً مهم‌ترین قلم هزینه خانواده کارگری نیز در همین دایره قرار می‌گیرد. دستمزدی که نتواند سهمی معقول از هزینه مسکن، خوراک، درمان، آموزش و رفت‌وآمد را پوشش دهد، در عمل از ایفای کارکرد رفاهی خود بازمی‌ماند.

با این مبنا، عملیاتی‌کردن فرمایشات رهبر شهید در حوزه معیشت و دستمزد، به مجموعه‌ای از تصمیم‌های روشن و قابل سنجش نیاز دارد. نخست آنکه حداقل دستمزد باید بر پایه «سبد معیشت واقعی» و به‌روز تعیین شود، نه صرفاً بر اساس ملاحظات صوری یا اعداد عقب‌مانده از تورم.

دوم آنکه سیاست مزدی نباید فقط به رقم نقدی ماهانه محدود بماند، بلکه باید با بسته‌های مکمل در حوزه مسکن، درمان، تغذیه، حمل‌ونقل و آموزش همراه شود.

سوم آنکه نظارت بر پرداخت به‌موقع حقوق باید تشدید شود تا تأخیر در دستمزد، به رویه‌ای عادی در برخی بنگاه‌ها تبدیل نشود.

چهارم آنکه باید نسبت عادلانه‌ای میان مزد و بهره‌وری تعریف شود تا کارگر از منافع رشد تولید نیز سهم واقعی داشته باشد؛ همان‌گونه که رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۴ نیز بر شریک‌کردن کارگران در سود تولید تأکید کردند .

پنجم آنکه بیمه، آموزش مهارتی، خدمات درمانی و رفاهی باید از الزامات قطعی بنگاه‌داری مسئولانه به شمار آید، نه هزینه‌هایی فرعی و قابل حذف.

منبع

مهر

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا